الاغ
الاغ، داستان، داستان کوتاه، خنده بازار، کوتاه، قربانی، داستانک، قصه، جالب، فال، علی، مترو، خیر، گرگ، دوست، ملا، داستان خویشاوند، عبور، ملا نصیرالدین

داستان خویشاوند الاغ(ملانصیرالدین)

ارسال در تاريخ 26 تیر 1391| توسط مهرداد عباسیان | نسخه قابل چاپ | تعدا بازدید 128

داستان خویشاوند الاغ

روزی ملا الاغش را که خطایی کرده بود می زد,
شخصی که از آنجا عبور می کرد اعتراض نمود و گفت: ای مرد چرا حیوان زبان بسته را می زنی؟
ملا گفت: ببخشید نمی دانستم که از خویشاوندان شماست اگر می دانستم به او اسائه ادب نمی کردم؟!



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

موضوعات مرتبط با این مطلب : داستان های کوتاه

فقط خنده - الاغ

پر امکانات ترین سرویس وبلاگ دهی